خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صیدم نکرد غنچه لبی جز بگفتگومن مرغ زیرکم ندهم دل برنگ و بو
۲
من کیستم که دولت وصلش کنم خیالخوش دولتی است گر گذرم در خیال او
۳
در کعبه شرف چو سعادت نشد رفیقاینهم سعادتی است که میرم بجستجو
۴
داند که ملک حسن بود زان او از آنشاهانه میکند سخن آنشوخ تندخو
صفحهٔ ۱ از ۲