شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم نیست کز زهر بلا تلخی کشد مسکین توتریاک صد تلخی بود یک خنده شیرین تو
۲
هرچند بیدردی بود غمگین برآید عاقبتهرکو نشیند ساعتی با عاشق غمگین تو
۳
میرم ز غم ایشمع اگر آیم ببزمت صبحدمپروانه بینم سوخته افتاده بر بالین تو
۴
کی از فریب عشوه ات چون دیگران گمره شوممن عاشق دیرینه ام میدانم این آیین تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth