خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از توبیا بیا که صبوری نمی توان از تو
۲
بخشم رفتی و گفتی قیامتم بینیچه زود رنجی و دیر آشنا فغان از تو
۳
مرنج اگر من دلتنگ سینه بشکافمکه حال دل نتوان داشتن نهان از تو
۴
قیامت ارچه بآخر زمان شود پیداقیامتی است درین شهر هر زمان از تو
صفحهٔ ۱ از ۳