خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشوچاه در راه است چون یوسف بخوبی گم مشو
۲
در بهشت آدم بیک گندم چو ارزانی نبوداز جهان گو حاصل ما نیز یک گندم مشو
۳
سرزنش کم کن که نتوان گفت مور خسته راکز سمند سرکشان فرسوده زیر سم مشو
۴
ساقیا چون نقد هستی میرود آخر ز دستجان من تا میدهد دستت ز پای خم مشو
صفحهٔ ۱ از ۲