شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسکه حیران گشته ام در جلوه رفتار ازوخشک برجا مانده ام چون صورت دیوار ازو
۲
او که از لب زنده سازد مرده را همچون مسیحضعف طالع بین که من چون مانده ام بیمار ازو
۳
با چنین عزت که آن سلطان خوبان را بودمیبرد یوسف خجالت بر سر بازار ازو
۴
قاصدم گفت آنپری در کشتنت گوید سخنجان دهم صدبار اگر این بشنوم یکبار ازو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth