شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی دل بی‌دردی از داغ گزندی سوختههرکجا دیدیم عشقت دردمندی سوخته
۲
وه چه شمعست این که پیش عاشقان پروانه‌وارصدهزار افتاده چندی مرده چندی سوخته
۳
تا بود شمع ایمن از چشم بدان گرد سرشهر نفس پروانگان مشت سپندی سوخته
۴
می‌شود دودی بلند و می‌دمد بویی عجبتا کجا آن شوخ جان مستمندی سوخته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth