شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۲۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ایمن نه آن مرغم که در دام آردم هر دانه‌ای
۲
درنگیرد صحبت من با دم ارباب عقلهم مگر در جوشم آرد آتش دیوانه‌ای
۳
سوختم از صلح و جنگت همچو آتش تا به کیگه برافروزی چراغی گه بسوزی خانه‌ای
۴
باده می باید که صافی باشد و ساقی لطیفبزم شاهی گر نباشد گوشهٔ ویرانه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth