خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من کیم خستهدلی حال دگرگون شدهایبیدلی سوختهای عاشق مجنون شدهای
۲
اضطراب من درمانده گریان داندجان به لب آمدهای غرقه جیحون شدهای
۳
گریهام بینی و خود را ندهی هیچ بر آنکز کجا میکند این گریه جگر خون شدهای
۴
ای که سرحلقه بزم طربی یاد آورهمچو من بیکسی از دایره بیرون شدهای
صفحهٔ ۱ از ۲