خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنیتلخی عیش مرا چاره بیک خنده کنی
۲
هیچ نقصان نبود قدر ترا ایشه حسنگر نگاهی سوی درویش کهن ژنده کنی
۳
من که باشم که بدل کینه من راه دهیبهر من خاطر خود چند پراکنده کنی
۴
شمع من خنده زنان چهره برافروز دگرتا چراغ دل صد سوخته را زنده کنی
صفحهٔ ۱ از ۲