خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با قبای آل چون برقی بمیدان تاختیدر صف چابک سواران آتشی انداختی
۲
آمدی با روی چون گل در صف بازار حسنصد چو یوسف را بخوبی بنده خود ساختی
۳
سوخت مارا جلوه های خوبیت هر گه که تورخ چو گل افروختی قد همچو سرو افراختی
۴
گرچه بودم مجلس افروز سگت عمری چو شمعتا نمردم جان من قدر مرا نشناختی
صفحهٔ ۱ از ۲