شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اول ز عاشقان به وفا یاد می‌کنیعاشق چو شد فریفته بیداد می‌کنی
۲
گویا به عشوه یار توام یاد می‌کنیشادم بدین قدر که دلم شاد می‌کنی
۳
خواهند عاشقان تو خود را ز رشک سوختزان رو که بس حکایت فرهاد می‌کنی
۴
گفتی گذشتم از سر خونت به دوستیباز این چه دشمنی است که بنیاد می‌کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth