شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشویتا نچشیده یی برو ورنه خراب میشوی
۲
بسکه چو باده خون ما شب همه شب همیخوریچون گل تازه صبحدم مست شراب میشوی
۳
ایکه طبیبی از سرم بگذر و حال من مپرسآتش من بهم مزن ورنه کباب میشوی
۴
از هوس لبش دلا، تشنه مشو نفس نفسگرچه ز گریه دمبدم غرقه در آب میشوی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth