شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خون دیدها شد کوی تو لاله‌زاریبس دیده خاک ره شد کو چشم اعتباری
۲
از جلوه‌های امکان چندان که نقش بستمصورت نبست در دل شکل تو گلعذاری
۳
آیینه جمالت هر چند سوخت جانمهرگر مباد او را بر دل ز من غباری
۴
شادم که رشته جان، شد دام صحبت توکی بهتر از تو افتد در دام من شکاری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth