شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر درد من سر از دل فرهاد بر زدیبر سنگ تیشه کی زدی از غم بسر زدی
۲
مجنون چو من اگر جگرش سوختی ز عشقآتش ز برق آه به آفاق در زدی
۳
آنشمع اگر ز چهره بر انداختی نقابپروانه را مجال ندادی که پر زدی
۴
گر حکم داشتی چو سلیمان دلم بباداز ملک خاک خیمه بماک دگر زدی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth