خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگیکاینجا بود شرط ادب مسکینی و افتادگی
۲
آیینه با رخسار تو خود در مقابل چون کندعکس رخت بازی دهد آیینه را از سادگی
۳
جان تا نسوزم پیش تو ننشینم از پا همچو شمعتا زنده ام در خدمتت دارم بجان استادگی
۴
از مطرب و ساقی و می بزمت به از جنت بوددر جنت اسباب طرب نبود بدین آمادگی
صفحهٔ ۱ از ۲