خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۱۳۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانیبه لب چندک رسانی جان و دیگر بازگردانی
۲
به خون من چه دشمن را اشارت میکند چشمتهلاک صد چو من این بس که چشم از ناز گردانی
۳
ز مستی دوست از دشمن نمیدانی از آن با غیرسخنگویی و روی از عاشق جانباز گردانی
۴
اگر افسانه عشقت به پایان آورم صد رهچو گویی یک سخن دیگر همان آغاز گردانی
صفحهٔ ۱ از ۲