خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای یار ناگزیر که دل در هوای توستجان نیز اگر قبول کنی هم برای توست
۲
غوغای عارفان و تمنای عاشقانحرص بهشت نیست که شوق لقای توست
۳
گر تاج میدهی غرض ما قبول توور تیغ میزنی طلب ما رضای توست
۴
گر بنده مینوازی و گر بنده میکشیزجر و نواخت هر چه کنی رای رای توست
صفحهٔ ۱ از ۴