خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا می ده که ما دردی کش میخانهایمبا خرابات آشناییم از خرد بیگانهایم
۲
خویشتن سوزیم و جان بر سر نهاده شمعوارهر کجا در مجلسی شمعیست ما پروانهایم
۳
اهل دانش را در این گفتار با ما کار نیستعاقلان را کی زیان دارد که ما دیوانهایم
۴
گرچه قومی را صلاح و نیکنامی ظاهر استما به قلاشی و رندی در جهان افسانهایم
صفحهٔ ۱ از ۳