خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل را به جرم عربده رنگ و بو گرفتراه سخن به عاشق آزرم جو گرفت
۲
لطف خدای ذوق نشاطش نمی دهدکافر دلی که با ستم دوست خو گرفت
۳
چون اصل کار در نظر همنشین نبودبیچاره خرده بر روش جستجو گرفت
۴
در خلوتی گشود خیالم ره دعاکز تنگی بساط نفس در گلو گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳