شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساخت ز راستی به غیر ترک فسونگری گرفتزهره به طالع عدو شیوه مشتری گرفت
۲
شه به گدا کجا رسد زان که چو فتنه روی دادخاتم دست دیو برد کشور دل پری گرفت
۳
ترک مرا ز گیر و دار شغل غرض بود نه سودفربه اگر نیافت صید خرده به لاغری گرفت
۴
آمد و از ره غرور بوسه به خلوتم ندادرفت و در انجمن ز غیر مزد نواگری گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth