خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبم از زمزمه یاد تو خاموش مبادغیر تمثال تو نقش ورق هوش مباد
۲
نگهی کش به هزار آب نشویند ز اشکمحرم جلوه آن صبح بناگوش مباد
۳
هوس چادر گل گر ته خاکم باشدخاکم از نقش کف پای تو گلپوش مباد
۴
وعده گردیده وفا طره پریشانی رایارب امشب به درازی خجل از دوش مباد
صفحهٔ ۱ از ۳