خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده بادشوخی ز حد گذشت زبانم بریده باد
۲
گر رفته ام ز کوی تو آسان نرفته اماین قصه از زبان عزیزان شنیده باد
۳
مردن ز رازداری شوقم نجات دادصد رنگ لاله زار ز خاکم دمیده باد
۴
نغزی و خودپسند ببینم چه می کنی؟یارب به دهر همچو تویی آفریده باد
صفحهٔ ۱ از ۳