خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر به دل نخلد هر چه از نظر گذردزهی روانی عمری که در سفر گذرد
۲
به وصل لطف به اندازه ای تحمل کنکه مرگ تشنه بود آب چون ز سر گذرد
۳
هلاک ناله خویشم که در دل شبهادود به عربده چندان که از اثر گذرد
۴
از این اوریب نگاهان حذر که ناوکشانبه هر دلی که رسد راست از جگر گذرد
صفحهٔ ۱ از ۳