خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رشک کرد آنچه به من روزگار کرددر خستگی نشاط مرا دید خوار کرد
۲
در دل همی ز بینش من کینه داشت چرخچون دید کان نماند نهان آشکار کرد
۳
بد کرد چون سپهر به من گرچه من بدمباید بدین حساب ز نیکان شمار کرد
۴
لنگر گسست صرصر و کشتی شکست موجدانا خورد دریغ که نادان چه کار کرد
صفحهٔ ۱ از ۳