خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هم «انا الله » خوان درختی را به گفتار آوردهم «انا الحق » گوی مردی را سر دار آورد
۲
ای که پنداری که ناچارست گردون در روشنیست ناچار آن که گردون را به رفتار آورد
۳
نکته ای داریم و با یاران همی گوییم فاشطالب دیدار باید تاب دیدار آورد
۴
دانه ها چون ریزد از تسبیح تاری بیش نیستاین مشعبد دیر گاه از سبحه زنار آورد
صفحهٔ ۱ از ۳