شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو زه به قصد نشان بر کمان بجنباندتپد ز رشک دلم تا نشان بجنباند
۲
دعا کدام و چه دشنام؟ تشنه سخنیمبه کام ماست زبان چون زبان بجنباند
۳
ز قتل غیر چه خواهد گوش غرض شغل ستبگو به لهو سرم بر سنان بجنباند
۴
ز غیر نیست ز حسنست کش مجال ندادکه لب به زمزمه الامان بجنباند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth