خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خیزد از سخنی کز درون جان نبودبریده باد زبانی که خونچنان نبود
۲
حکیم ساقی و می تند و من ز بدخوییز رطل باده به خشم آیم ار گران نبود
۳
نگفته ام ستم از جانب خداست ولیخدا به عهد تو بر خلق مهربان نبود
۴
ز نازکی نتواند نهفت راز مراخیال بوسه بر آن پای بی نشان نبود
صفحهٔ ۱ از ۳