شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون گویم از تو بر دل شیدا چه می‌رود؟بنگر بر آبگینه ز خارا چه می‌رود
۲
خوابیده است تا که به کویت رسیده استگر سر رود به راه تو از پا چه می‌رود؟
۳
گویی، مباد در شکن طره خون شوددل زان تست از گره ما چه می‌رود؟
۴
پیداست بی‌نیازی عشق از فنای ماگر زورقی شکست ز دریا چه می‌رود؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth