خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون بپویی به زمین چرخ زمین تو شودخوش بهشتی ست که کس راه نشین تو شود
۲
لبم از نام تو آن مایه پرستی که اگربوسه بر غنچه زنم غنچه نگین تو شود
۳
چون بسنجد که نه آنست بکاهد از شرمماه یکچند ببالد که جبین تو شود
۴
صد قیامت بگدازند و به هم آمیزندتا خمیر دل هنگامه گزین تو شود
صفحهٔ ۱ از ۳