خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل از گلبن امید نشانی به من آرنیست گر تازه گلی برگ خزانی به من آر
۲
تا دگر زخم به ناسور توانگر گرددهدیه ای از کف الماس فشانی به من آر
۳
همدم روز گدایی سبک از جا برخیزجان گرو، جامه گرو رطل گرانی به من آر
۴
دلم ای شوق ز آشوب غمی نگشایدفتنه ای چند ز هنگامه ستانی به من آر
صفحهٔ ۱ از ۳