شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بتی دارم ز شنگی روزگاران خو، بهاران بربه مستی خویش را گرد آر و گوی از هوشیاران بر
۲
خمی از می به ما بفرست وانگه هر قدر خواهیروان کن جوی از شیر و دل از پرهیزگاران بر
۳
مرا گویی که تقوی ورز قربانت شوم خود رابیارای و به خلوتخانه تقوی شعاران بر
۴
چه پرسی کاین چنین داغ از کدامین تخم می خیزددلم از سینه بیرون آر و پیش لاله کاران بر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth