شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من و نظاره رویی که وقت جلوه از تابشهمی بر خویشتن لرزد پس آیینه سیمابش
۲
به ذوق باده داغ آن حریف دوزخ آشاممکه هر جا بنگرد آتش بگردد در دهن آبش
۳
زلیخا چهره با یعقوب شد نازم محبت رابه بوی پیرهن ماند قماش پرده خوابش
۴
به گیتی ترک ذوق کامجویی مشکل ست امانوید خرمی آن را که گیرد دل ز اسبابش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth