خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا حالم تن آتش بستر آتشسپندی کو که افشانم بر آتش
۲
ز رشک سینه گرمی که دارمکشد از شعله بر خود خنجر آتش
۳
به خلد از سردی هنگامه خواهمبرافروزم به گرد کوثر آتش
۴
خنک شوقی که در دوزخ بغلتدمی آتش شیشه آتش ساغر آتش
صفحهٔ ۱ از ۳