شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز لکنت می تپد نبض رگ لعل گهربارششهید انتظار جلوه خویش ست گفتارش
۲
ادای لاابالی شیوه مستی در نظر دارمسر پرشورم از آشفتگی ماند به دستارش
۳
ندانم رازدار کیست دل؟ کز ناشکیباییکشم تا یک نفس لرزد به خود صد ره ز هنجارش
۴
بدین سوزم رواجی نیست هی فرهاد را نازمکه از تاب شرار تیشه ای گر مست بازارش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth