خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکشدل عدو نه اگر خون شود در آذر کش
۲
بیا و منظر بام فلک نشیمن سازبیا و شاهد کام دو کون در بر کش
۳
سمن به جیب غنا از نوای مطرب ریزتتق به روی هوا از بخور مجمر کش
۴
نسیم طرز خرام تو در نظر داردتو طیلسان روش را طراز دیگر کش
صفحهٔ ۱ از ۴