شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دود سودایی تتق بست آسمان نامیدمشدیده بر خواب پریشان زد جهان نامیدمش
۲
وهم خاکی ریخت در چشمم بیابان دیدمشقطره ای بگداخت بحر بیکران نامیدمش
۳
باغ دامن زد بر آتش نوبهاران خواندمشداغ گشت آن شعله از مستی خزان نامیدمش
۴
قطره خونی گره گردید دل دانستمشموج زهرابی به طوفان زد زبان نامیدمش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth