شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تن بر کرانه ضایع دل در میانه غافلچون غرقه ای که ماند رختش به سوی ساحل
۲
داغم به شعله زایی انداز برق خاطفسعیم به نارسایی پرواز مرغ بسمل
۳
ذوق شهادتم را دست قضا به حناسیر سعادتم را پای ستاره در گل
۴
اندیشه را سراسر حشری ست در برابرنظاره را دمادم برقی ست در مقابل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth