خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داریم در هوای تو مستی به بوی گلما راست باده ای که تو نوشی به روی گل
۲
اندازه سنج رشکم و ترسم ز انتقامپوشم ز شمع چشم و نبینم به سوی گل
۳
بر گوشه بساط غریبست و آشناستگلبن دیار گل بود و شاخ کوی گل
۴
اندیشه را به نیم ادا می توان فریفتخون کن دلی که از تو کند آرزوی گل
صفحهٔ ۱ از ۳