خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه مرا دولت دنیا نه مرا اجر جمیلنه چو نمرود توانا نه شکیبا چو خلیل
۲
با رقیبان کف ساقی به می ناب کریمبا غریبان لب جیحون به دمی آب بخیل
۳
بنه و بار به شبگیر درافگنده به راهآن که دانست سراسیمگی صبح رحیل
۴
هان و هان ای گهرین پاره سیمین ساعدکز دم تیغ بلیسی به زبان خون قتیل
صفحهٔ ۱ از ۳