شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هم به عالم ز اهل عالم بر کنار افتاده‌امچون امام سبحه بیرون از شمار افتاده‌ام
۲
ریزم از وصف رخت گل را شرر در پیرهنآتش رشکم به جان نوبهار افتاده‌ام
۳
می‌فشانم بال و در بند رهایی نیستمطایر شوقم به دام انتظار افتاده‌ام
۴
کار و بار موج با بحر است خودداری مجویدر شکست خویشتن بی‌اختیار افتاده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth