خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود بدگو ساده با خود همزبانش کردهاماز وفا آزردنت خاطرنشانش کردهام
۲
بر امید آن که اختر در گذر باشد مگرهرزه میگویم که بر خود مهربانش کردهام
۳
گوشه چشمش به بزم دلربایان با من استوقت من خوش باد کز خود بدگمانش کردهام
۴
جان به تاراج نگاهی دادن از عجزم شمردآن که منع ربط دامن با میانش کردهام
صفحهٔ ۱ از ۳