شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد باد آن روزگاران کاعتباری داشتمآه آتشناک و چشم اشکباری داشتم
۲
آفتاب روز رستاخیز یادم می دهدکاندران عالم نظر بر تابساری داشتم
۳
تا کدامین جلوه زان کافر ادا می خواستم؟کز هجوم شوق در وصل انتظاری داشتم
۴
ترکتاز صرصر شوق توام از جا ربودور نه با خود پاس ناموس غباری داشتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth