شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنم که لب زمزمه فرسای ندارمدر حلقه سوهان نفسان جای ندارم
۲
خاموشم و در دل ز ملالم اثری نیستسرجوش گداز نفسم لای ندارم
۳
خود رشته زند موج گهر گرچه من اکنونجز رعشه به دست گهرآمای ندارم
۴
لرزد ز فرو ریختنش خامه در انشاآن نیست که حرفی جگرآلای ندارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth