خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی صرف رضاجویی دلها باشمفرصتم باد کزین پس همه خود را باشم
۲
گاهگاه از نظرم مست و غزلخوان بگذرور نه بر عهده من نیست که رسوا باشم
۳
سخت جانان تو در پاس غم استاد خودندشرر از من نجهد گر رگ خارا باشم
۴
با دل چون تو ستمپیشه داورنشناسچه کنم گر همه اندیشه فردا باشم؟
صفحهٔ ۱ از ۳