خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر بر خود نمی بالد ز غارت کردن هوشممر او را از چه دشوارست گنجیدن در آغوشم؟
۲
نیم در بند آزادی ملامت شیوه ها داردشنیدم جامه رندان ترا عیبست می پوشم
۳
نیرزم هیچ چون لفظ مکرر ضایعم ضایعمگر کزلک کشد دست نوازش بر بر و دوشم
۴
خدایا زندگی تلخ ست گر خود نقل و می نبوددلی ده کز گداز خویش گردد چشمه نوشم
صفحهٔ ۱ از ۳