خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی پردگی محشر رسوایی خویشمدر پرده یک خلق تماشایی خویشم
۲
نقش به ضمیر آمده نقش طرازمحاشا که بود دعوی پیدایی خویشم
۳
نی جلوه نازی نه تف برق عتابیاو فارغ و من داغ شکیبایی خویشم
۴
در کشمکش گریه ز هم ریخت وجودمهر قطره فرو خوانده به همتایی خویشم
صفحهٔ ۱ از ۳