خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح شد خیز که روداد اثر بنمایمچهره آغشته به خوناب جگر بنمایم
۲
پنبه یکسو نهم از داغ که رخشد چون روزآخری نیست شبم را که سحر بنمایم
۳
خویشتن را دگر از گریه نگهداشت به زورجگر خسته خود آن به که دگر بنمایم
۴
حد من نیست که بنمایمش آری از دوربا من آ تا سر آن راهگذار بنمایم
صفحهٔ ۱ از ۳