خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبهای غم که چهره به خوناب شستهایماز دیده نقش وسوسه خواب شستهایم
۲
افسون گریه برد ز خویت عتاب رااز شعله تو دود به هفت آب شستهایم
۳
زاهد خوش است صحبت از آلودگی مترسکاین خرقه بارها به می ناب شستهایم
۴
ای در عتاب رفته ز بیرنگی سرشکغافل که امشب از مژه خوناب شستهایم
صفحهٔ ۱ از ۳