شعر را زندگی کن
خلوتی با غالب دهلوی

شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وحشتی در سفر از برگ سفر داشته‌ایمتوشه راه دلی بود که برداشته‌ایم
۲
لغزد از تاب بناگوش تو مستانه و ماتکیه بر پاکی دامان گهر داشته‌ایم
۳
زخم ناخورده ما روزی اغیار مکنکان به آرایش دامان نظر داشته‌ایم
۴
ناله تا گم نکند راه لب از ظلمت غمجان چراغی‌ست که بر راهگذر داشته‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth