خلوتی با غالب دهلوی
شمارهٔ ۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل زان مژه تیز به یکبار کشیدندامن به درشتی بود از خار کشیدن
۲
دارم سر این رشته بدان سان که ز دیرمتا کعبه توان برد به زنار کشیدن
۳
در خلد ز شادی چه رود بر سرم آیا؟چون کم نشود باده ز بسیار کشیدن
۴
حق گویم و نادان به زبانم دهد آزاریارب چه شد آن فتوی بر دار کشیدن؟
صفحهٔ ۱ از ۴